بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟

خرید بک لینک
یک: لطف کردی آمدی جانم ولی شرمنده ام ... جان خودرا باختم از زمان "شهریار"تقدیمی ندارم نازنین ................................................................ ببخشید صفحه ام کارنمی کنه مجبورم دوندونه بذارم تو پست دو: برگه ی زرد آلو از برگه ی ازادی من ارزشش بیشتر است ... این چه آزادی ست که بوی گند بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...

ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 260 تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 18:44

یک: درون چال هوایی...یاد چاه تو بودم ... که وای اگر بمیرم ...کسی چه بداند کدام چاه و چطور!!! دو: میان کله های پوک ترب ها ... دندان من گیر کرد ... و سبزی ها ی تازه فصل برایم طعم پنیر را یاد آوری کردند ... جایتان خالی ... سه: بین ماه و قمر و بین خورشید و شمس ...تفاوت نمی گذارم ... نگر قمر و شمس ...ن بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...

ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 345 تاريخ: سه شنبه 27 تير 1396 ساعت: 16:26

یک: سئوالم از تو همین است:چرا حضورنداری؟ که عکس تو جواب ندارد : "در بهشت حاضرم به رتبه ی شهدا" دو: خلاص کن دل من را که عاشقی بد بود ... که طعم زهر هلاهل هزار بار بهتر است !!! سه: کدام رفتار تو باعث این فکر شد که عاشق منی ؟ بی خیالی و بی ادبی و بی حالی ؟!!! چهار: درتن من هزار جای پای توهست نمی کن بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...

ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 209 تاريخ: سه شنبه 27 تير 1396 ساعت: 16:26

یک: خنده از روی لبم می شست مرده شور و نمی رفت !!! انگار خدای ...خنده ی من را ندیده بود ...هیچ گاه !!! دو: تو را دوست داشتن آغوش می خواست که من نداشتم ... رفتم ان قدر دعا کردم که ...خدایک اغوش مهربان تراز من ...نصیب تو کرد ... شه: اگر بسوزم هم جنگل قلبم نمی شود تمام ... چقدر درخت درون من هست که اد بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...

ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 521 تاريخ: دوشنبه 26 تير 1396 ساعت: 8:47

یک: تکلیف عشق را ننوشتم ...جریمه شد... پانصد هزار بار نوشتم که عشق تو ...غلطم شد ... دو: شب های بارانی نمی گویند کی می آیند ؟ یکی دی شب آمد و پاییز منتظرش بودیم ... سه: سیاه روی به درگاه تو آمدم که نداشتم ... ایمان به آن که تو هم مرا دوست داشته ای ... چهار: چقد رزبان انگلیسی یاد گرفتم و گفتم که بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...

ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 246 تاريخ: دوشنبه 26 تير 1396 ساعت: 8:47

یک: درس نگرفتم از "رهایی طوطی درقفس"... مانده ام !هرچند دیگر توان ماندنم نیست ... دو: حوری از خوابم پرید و داستان زندگی خیال نبود ... من همیشه خواب می بینم زندگی را ...فرشتگان نمی مانند ... سه: بوسه ای درکار بود ...بین من و رزدر قدیم ... اکنون انقدر سختم که کاکتو سها سلامم می دهند !!! چهار: دست بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...

ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 259 تاريخ: دوشنبه 26 تير 1396 ساعت: 8:47

یک: سرد بود آن دست های مرده ات "ای عشق من "... "عشق مرده می کند "دستان آدم را چه سرد !!! دو: بایست درون قاب عکس و صدسال دیگر لبخند بزن ... چه فایده! که من درون خانه ای به بزرگی قلب خود ... با دیگری زندگی کردم!!! سه: هوایت را نداشتم و این طبیعی بود ... کسی هوای نرا نداشت و من بطور طبیعی "خفه"بودم!! بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...

ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 275 تاريخ: دوشنبه 26 تير 1396 ساعت: 8:47

یک: درآمدم از خانه ی چشم تو بیرون و دوباره مجنون گشتم ... وای از لیلی دوم! که از اولی بهتر بلد بود ...کند عاشق تر!!! دو: رفتارم روی تخته معمولی بود مثل هر گچ دیگری ...ولی همه گفتند واااااای! نوشتم لیلی و غش کردم ...روی دست استاد !!! سه: یوسف را گم کردند و خوشحال از بی خبری ... خدای می خندید ...به بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...

ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 219 تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 5:02

یک: دیروز بود که عاشق تو بودم و امروز اسیر عشق دیگری ... از من چه بر می آید ؟زین پس همین است... شهر درانتظار من ...نفر نفر!!! دو: سرد بود رنگ چشم تو و با کاغذ دیواری چشم من نمی آمد ... دلیل جدایی ام این بود ..."ست شدن رنگ چشم ها و خودرو ام با هم"!!! سه: جگر کباب می شد و من در "بره ی زبل "... نشسته بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...

ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 354 تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 5:02

یک: زد از سرم و اشکم سرازیر شد ... آن شاخه ی نارنج ...که چیده بودندش زمستان ها... دو: به کویر خندیدم که هیچ ندارد و باز بسیار است از هیچ ... بعد دیدم مثل دست های توست ...برای من ... سه: یقه سفیدها و یقه آبی ها ما را کشتند !و آلوین تافلر دروغ گفت و ما هیچ اثری از سنت آمریکایی در ایران ندیدیم!!! چ بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...

ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 269 تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 20:42

صفحه بندی